تبليغاتX
توهمات
Nobody dies virgin. Life F**ks everyone

توی خیابون دیدمش. تو ازدحام جمعیتی که  برا خرید عید از خونه هاشون اومده بودن بیرون. دستش تو دست یه  مرد غریبه. خیلی عوض شده بود. موهاشو رنگ کرده بود، لنز گذاشته بود، گمونم ابروهاشو کمتر ورداشته بود. رنگ رژ لبش اونی نبود که یه زمانی عاشقانه دوسش داشتمو واسه چشیدن طعمش همه ی اخمو تخماشو تحمل میکردم. رو گونه هاش چین افتاده بود و ادکلنش دیگه هیچ بویی نداشت واسم. نمیدونم چطوری شناختمش. شاید از تپشی که با دیدنش تو قلبم افتاد بود!

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387  توسط ...  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin