تبليغاتX
توهمات
Nobody dies virgin. Life F**ks everyone

راستش من مدّته مديدی بود که از نداشتنه فنته فارسی در مزيقه به سر ميبردم. تا اينکه به ذهنم رسيد که ممکنه برناميی باشه که نوشتره فينگيليش رو به فارسی تبديل کنه. خوب هدسم هم درست بود. با يک سرچه ساده در گوگله به مقسوده خود رسيدم. اين هم نتيجيه اين جستجو و استفاده از اون. جنه من ببينيد خوانددر نيس؟! مقيسه کنيد با متنه انگليليسيش.

rastesh man moddate madidi bud ke az nadashtane fonte farsi dar mazighe be sar mibordam. ta inke be zehnam resid ke momkene barnameyi bashe ke neveshtare finglish ro be farsi tandil kone. khob hadsam dorost bud. ba yek searche sade dar google be maghsude khod residam. in ham natijeie in josteju va estefade az un. jane man bebinid khandedar nis?! moghaiese konid ba matne engilish!

*فکر ميکنم بعد از اين با اين برنامه کلّی ميتونم حال کنم. يه کم کافيه باهاش بازی کنيم ببينيم چی از توش درمياد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387  توسط ...  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند روز پیش حوالی ظهر داشتم تو خیابون آزادی به سمت دانشگاه میرفتم. اعصابم هم به خاطر بعضی مسائل کاملا خورد و خمیر بود. مدرسه ها گویا تعطیل شده بود و دانش آموزها داشتن میرفتن خونه هاشون. همینطوری که داشتم با خودم حرف میزدم یه عده دختر دبیرستانی از پشت شروع کردن که: "آقا! زیپت بازه!"  اولش محل نذاشتم، اما مگه اینا دس وردار بودن؟ دوباره گفتن:"آقا! زیپت بازه!" بازم محل نذاشتم. بار سوم که گفتن:"آقا! زیپت بازه!"   دیگه طاقتم تموم شد.  دستم رو بردم سمت زیپ شلوارم و با زور تمام کشیدم و با صدای بلند  به دخترا گفتم:" می بینین؟ باز نیس! من موندم شماها چطوری از اون پشت زیپ جلوی منو می بینین؟!!!" ناگهان یکیشون با قیافه ی بهت زده گفت:" آقا! زیپ کیف روی دوشت بازه!"

نتیجه ی اخلاقی: "هیچ وقت زیپتون رو پیش دخترا باز نذارین! (البته زیپ کیفتونو!)

مسابقه: به کسی که بهترین نقاشی را از قیافه ی من در آن لحظه بکشد یک شلوار بدون زیپ اهدا می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387  توسط ...  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin