|
Nobody dies virgin. Life F**ks everyone
|
معشوقه به سامان شد تا باد چنين بادا کفرش همه ايمان شد تا باد چنين بادا
ياري که دلم مي خست در بر رخ ما مي بست
غمخواره ياران شد تا باد چنين بادا
زان خشم دروغينش زان شيوه شيرينش
عالم شکرستان شد تا باد چنين بادا
قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد
ابرش شکر افشان شد تا باد چنين بادا
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد
خورشيد درخشان شد تا باد چنين بادا
عيد آمد و عيد آمد ياري که رميد آمد
عيدانه فراوان شد تا باد چنين بادا
معشوقه به سامان شد تا باد چنين بادا
کفرش همه ايمان شد تا باد چنين بادا
خاموش که سرمستم بربست کسي دستم
انديشه پريشان شد تا باد چنين بادا
شعر زير از شاملو شايد بيانگر بخشی از آن چيزی باشد که می خواهم بنويسم و نمی توانم.

ز خواب ناز چشم باز میکنم
کنار تخت چاشت حاضر است
-بیات وهن و مغز خر-
به عادت همیشه دست سوی آن دراز میکنم
تمام روز را پکر
به کار هضم چاشتی چنین غروب میکنم
شب از شگفت این که فکر
باز روشن است
به کور چشمی حسود لمس چوب میکنم.
به دعوت بهار من هم هفت قانون مهم زندگيم را می نويسم. هر چند اين به اين معنی نيست که به همه ی آنها عمل کرده ام. بسياری از آنها را بر اساس تجربه اي به دست آورده ام که گاه بسيار گران بوده است.
1. برای هر کس به اندازه اي وقت بگذار که ارزش آن را دارد. نه کمتر و نه بيشتر.
2. آرزوهايت را فدای هيچ کس نکن.
3. هيچ کاری را آغاز مکن، پيش از آنکه بدانی چگونه آن را به انجام خواهی رساند.
4. هيچ چيز و هيچ اعتقادی را از بين نبر، پيش از آنکه جايگزين بهتری برای آن پيدا کنی.
5. حقيقت را پای مصلحت قربانی نکن.
6. بسياری چيزها ارزش يک بار امتحان کردن را دارند امّا بعضی چيزها نه!
7. Being a king in the hell, is better than being nothing in heaven
دوستان زير دعوت هستند:
بعدا نوشت: من 7 قانون خودم رو نوشتم امّا حيفم اومد يه قانون ديگه رو که خيلی وقته به درستی يا نادرستيش فکر ميکنم رو ننويسم:
...ای شما که بايد بميريد، بميريد. ای شما که بايد رنج بکشيد، رنج بکشيد. کسی برای خوشبخت بودن زندگی نميکند. زندگی ميکند تا قانون خداوند را به انجام رساند. رنج بکش، بمير. ولی آن باش که بايد باشی، انسان! <<رومن رولان، ژان کريستف>>
خوب دوستان من امشب دارم ميرم مسافرت، خودشم....!!!!
يه هفته يی نيستم. تا من بيام کامنتای اين مطلبم رو به 50 برسونين وگرنه ديگه شما را از مطالب گرانقدر و گهر بار خويش مستفيض نخواهم کرد!![]()
تصمیم کبرای امروز: هيچ وقت هيچ کس را از روی وبلاگش قضاوت نخواهم کرد.![]()
>>بعدا نوشت: وای خدا، اين کامنت دومی که واسه همين پست گذاشتن منو کشته! هلاکم کرده، ....کيفم کرده، منو کشونده!
اونجوری نگام نکن، يه جوری ميشم. انگار دارم Eyes Wide Shut را بدون سانسور ميبينم.
** موشواره ی (فارسی را پاس داشته ام! منظور همان Mouse می باشد) لپ تاپم خراب می باشد. من هم عادت ندارم با اين صفحه ی مشکی مربع کوچولو کار کنم. خاک تو سر همه ی گربه های ۴ پا!
>>پی نوشت: ميشه Eyes Wide Shut رو سانسور کرد؟ اگه سانسورش کنيم فکر کنم 10 دقيقه بيشتر ازش باقی نمی مونه!![]()