تبليغاتX
توهمات - هيچ کس
Nobody dies virgin. Life F**ks everyone

دخترک رقصيد و رقصيد و رقصيد. دور ميله که می چرخيد انگار حواسش به هيچ کس و هيچ چيز نبود. تماشاچيان داخل سالن دلارهای سبزشان را به طرف او تکان می دادند تا مگر او برای دقيقه اي هم که شده روی زانوان آنها بنشيند. دخترک امّا انگار هيچ کس را نمی ديد. 11 شب تا 4 صبح، رقصيد و رقصيد. او مشهورترين استريپر آن کلوب بود. دختری که هر شب چنان شوخ و شنگ با تماشاچيان خود گپ ميزد و دل از آنها می ربود و به اين خاطر هم بود که بسيار محبوب بود، گويا امشب هيچ کس را نمی ديد.... امشب می خواست برای خودش برقصد.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388  توسط ...  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin